تبليغاتX
قطره قطره - من بدهکارم


قطره قطره

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت

من بدهكارم

جيب هايم خالي ست

كفش هايم كهنه ، چشمم كور

من عجب دنده نرمي دارم

من پول هايم را وقتي مي گيرم ،

كه فاتحه اش را خوانده باشد زن من

سر گلدسته برج

جيب من جاي گره خوردن هيچ است و شپش

هر كجا هستم باشم ، خانه اي مي خواهم

اجاره، رهن ، كرايه همه اش مال من است

چه اهميت دارد كه اجاره با لا ست

صاحبان خانه چه خبر از ته جيبم دارند

پول را بايد جست ، وام بايد كه گرفت ،

خانه اي نقلي ساخت

زير قرض بايد رفت

با همه اهل و عيال ،نان خشك بايد خورد

مگر اين اشكنه ها چه كم از ديزي سنگي دارد

بهتر آن است كه قانع باشيم

و نگوييم كه پول و پله لازم داريم

حرف ديگر،كافيست

خانه در يك قدمي است

و طلبكار آنجاست

كفش را بايد كند

پول را بايد جست

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 18:25 توسط سمانه| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست